الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

238

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

به ميان مشركان كه باد به شدت آنها را اذيت مىكرد ، رفتم . هيچ چادر و آتش و ديگ برايشان باقى نگذاشته بود . در آن اوضاع ، بزرگان احزاب در چادرى جمع شدند و در ابتداى جلسه ابو سفيان گفت : اى جماعت قريش ، هر كدام نگاه كنيد كه چه كسى در پهلوى شما نشسته است ؟ حذيفه گفت : فورا بر دست بغل دستىام زدم و گفتم : كه هستى ؟ جواب داد : فلان بن فلان هستم . « 1 » ( 1 ) سپس ابو سفيان گفت : اى جماعت قريش ، به خدا قسم كه ديگر توان ماندن در اينجا نداريد ؛ زيرا اسب و شترهايتان هلاك شده‌اند و بنى قريظه هم پيمان‌شكنى كردند و خبرهايى از آنها به ما رسيده كه خوشايند نبود . مىبينيد كه از شدت باد چه بلايى بر سر ما آمده است ؛ هيچ آتشى روشن نمانده و هيچ ديگى بر جاى خود ثابت نمانده و هيچ چادرى بر جاى خود نمىايستد . پس همگى حركت كنيد و من هم به زودى حركت مىكنم . سپس بلند شده و به سوى مركبش رفت . . . سپس در ميان غطفان رفتم و ديدم كه آنها مثل قريش در حال رفتن هستند براى همين نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه عباى يكى از زنانش را به دوش انداخته بود و نماز مىخواند ، رفتم . وقتى كه مرا ديد ( در همان حالى كه مشغول نماز بود ) مرا به كنار خود فرا خواند و مقدارى از عبا را بر روى من انداخت ، سپس ركوع و سجود را به جاى آورد و نماز را سلام داد . آنگاه من اخبار را به عرض ايشان رساندم . « 2 » ( 2 ) واقدى از عبد الله بن عمر نقل كرده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در نزديكى شكافى بر كوه كه در جهت بنى نضير بود ، نماز خواند و اين مكان امروزه جايگاه مسجدى است كه در پايين كوه قرار دارد . از جابر بن عبد اللّه روايت كرده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بالاى كوهى كه امروزه مسجد در آن قرار دارد ، ايستاد و دست‌هايش را به سوى آسمان بلند كرد و دعا كرد و پس از آن يك مرتبهء ديگر به آنجا آمد و نماز خواند و دعا كرد . در خبر ديگر از وى آمده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در روزهاى دوشنبه و سه‌شنبه و چهارشنبه ، دعايش مستجاب شد و ما اين قضيه را از شادمانى چهره‌اش فهميديم . ( 3 ) از حذيفة بن يمان روايت كرده است : گرسنگى و ترس در يكى از شب‌هاى بسيار سرد ، ما را تحت فشار قرار داده بود . . . در اين اوضاع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چه كسى به ميان احزاب مىرود تا خبرى

--> ( 1 ) . خبر در سيرهء ابن هشام به همين صورت آمده است ؛ اما در شرح المواهب ابتدا اسم معاويه و سپس نام عمرو بن عاص را نقل كرده است ! و محققان سيره آن را در حاشيهء آن ج 3 ، ص 243 نقل كرده‌اند . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 242 - 244 .